الملا فتح الله الكاشاني

211

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

انبيا و بجهة فرط تسلطى كه بعد از فرعون آنها را بود قصد قتل يحيى و عيسى كردند و گويند كه چون ايشان مملوك بودند در دستهاى قبطيان حقتعالى ايشان را از آن برهانيد و مالك نفس خودشان گردانيد و منازل وسيع كه در آن آبهاى جارى بود بايشان ارزانى داشت و از اينجهت ايشان را بملوك تسميه نمود و فرمود كه * ( وَآتاكُمْ ) * و بداد شما را از من و سلوى و سايه ابر و بيرون آمدن آب از سنگ و شكافتن بحر و غير آن از نعم عظيمه * ( ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً ) * آنچه نداد او كس را * ( مِنَ الْعالَمِينَ ) * از همهء عالميان و گويند عالميان اهل زمان ايشانند از ابى سعيد خدرى نقلست كه هر كه از بنى اسرائيل كه وى را زنى بود و خدمتكارى و اسبى و وجه معيشتى او را پادشاه خواندندى ابو درداء از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرمود من اصبح معافا فى بدنه و امنا فى سربه ( طريقه ظ ) و عنده قوت يومه فكانما حيزت له الدنيا بحذافيرها يعنى هر كه صبح كند با عافيت بدن و امن راه و نزد او قوت آن روز باشد پس گوييا همهء دنيا بحوزهء تصرف او درآمده و بعد از آن فرمود كه حضرت عزت ميفرمايد كه اى فرزند آدم ترا از دنيا همين بس كه سد جوعت كند و عورتت بپوشد و اگر خانهء باشد كه در آن درآيى نعمتى باشد بر تو و اگر اسبى باشد كه بر نشينى نعمتى تمام بود و ترا پارهء نان و سبوى آب و ازار عورت پوش كافيست * ( يا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ ) * اى گروه من درآئيد به زمين پاك كرده شده از رجس شرك و يا با بركت كه جامع انواع فواكه است و موضع خصب و رفاهيت و مقر اكثر انبيا و مؤمنين و آن همهء زمين شام است يا دمشق يا بطور و حوالى آن يا فلسطين و بعضى از اردن و اصح آنست كه اريحا و ايليا است كه حاليا بيت المقدس است * ( الَّتِي كَتَبَ اللَّه لَكُمْ ) * آن زمينى كه قسمت كرده است خداى براى شما و يا نوشته است در لوح محفوظ كه مسكن شما باشد به شرط ايمان و جهاد با جبابره و امتثال ساير اوامر و چون ايشان از عمالقه ترسيده بودند سخن نقباى خود را ميگفتند كه كاش ما را رأس و رئيسى بود تا بمصر باز ميگشتيم موسى عليه السّلام فرمود كه * ( وَلا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ ) * و باز مگر ديد بپشتهاى خود يعنى به همان راه كه آمده‌ايد به جهت خوف جبابره و يا باز مگرديد در دين خود بعصيان عدم وثوق بر خداى كه اگر چنين كنيد * ( فَتَنْقَلِبُوا ) * پس بازگرديد * ( خاسِرِينَ ) * در حالتى كه زيان كاران باشيد در دنيا و آخرت و ميتواند بود كه تنقلبوا مجزوم باشد معطوف بر ترتدوا و منصوب بر جواب شرط و بدانكه آيه فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً منافى آيه * ( ادْخُلُوا الأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّه لَكُمْ ) * نيست زيرا كه آيه ثانية به شرط ايمان و امتثال اوامر بود و چون اينشرط